تبلیغات
اسپورت 400 - ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم

ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم

دوشنبه 29 آذر 1395 12:11 ق.ظ

 

ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم

  • ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم

    در شب دکتر سعید حمیدیان مطرح شد:

    ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم

    کد مطلب: 64540

    تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۴۱

    معتقدم راه حافظ پژوهی را باید دوباره و منطقی و علمی برویم به دور از خرافات تا حافظ واقعی را بشناسیم.

    معتقدم راه حافظ پژوهی را باید دوباره و منطقی و علمی برویم به دور از خرافات تا حافظ واقعی را بشناسیم.

    به گزارش پایگاه خبری فریادگر،  در شب دویست و هفتاد و یکم از سلسله شب های بخارا به همت علی دهباشی و مجله بخارا در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار شب بزرگداشت دکتر سعید حمیدیان با حضور جمعی از بزرگان فرهنگ و ادب فارسی برگزار شد. در این شب دکتر داریوش شایگان، مصطفی ملکیان، مهدخت معین، اصغر دادبه، حسین پاینده، کامران فانی، بهاالدین خرمشاهی و جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه حضور به عمل آوردند. در ابتدای این مراسم علی دهباشی ضمن خیر مقدم به بزرگان و اساتید و دانشجویانی که از اهواز، خرم آباد و دیگر نقاط ایران به این شب آمده بودند بخشی از زندگی نامه خودنوشت سعید حمیدیان که به صورت کامل در شماره آینده مجله بخارا به چاپ می رسد را برای حاضرین خواند. «دکتر سعید حمیدیان در اردیبهشت سال بیست و چهار در تهران و از خانواده ای همدانی چشم به جهان گشود و از سال چهل و شش کار تالیف و ترجمه را آغاز کرد. سعید حمیدیان شهریور پنجاه رتبه یک کارشناسی ارشد دانشگاه تهران شد و به تحصیل پرداخت و در سال پنجاه و چهار رتبه یک دکترا را کسب کرد...»
    بعد از سخنان علی دهباشی کلیپی از عکس های کودکی تا امروز سعید حمیدیان پخش شد. سپس سخنران بعدی دکتر نصرلله پور جوادی از عکسی که در کلیپ پخش شد و جمعی سرباز را در حال رژه رفتن نشان می داد گفت «در آن عکس من (نصرلله پورجوادی) سعید، جناب خرمشاهی، کامران فانی و دکتر دادبه هستیم و داریم رژه می رویم و همانجا باهم آشنا شدیم. گروهانی که همه دانشجویان ادبیات و الهیات بودیم. بعد از انقلاب دکتر حمیدیان از اهواز به تهران آمد و رابطه مان بیشتر از پیش شد. دکتر حمیدیان دهه شصت زندگی دشواری داشت تا اینکه دهه هفتاد بود که برای تدریس به خارج از ایران رفت. آخرین اثر او کتاب شرح شوق ماندگار ترین اثر او خواهد بود. کتابی جامع که به تمام حافظ پژوهی هایی که به دست او رسیده است اشعار و بیت ها را ارجاع داده و از لحاظ تاریخی حافظ و اشعارش را مورد بررسی قرار داده است و به موضوع پیوستگی ابیات در غزلیات حافظ موشکافانه پرداخته است.»
    بعد از دکتر پورجوادی بهاالدین خرمشاهی پشت میکروفون رفت و از خاطراتی که با دکتر حمیدیان و اشعار طنزی که در وصف هم سروده اند گفت و از اینکه کتاب شرح شوق کتاب سال شده است احساس خرسندی کرد. خرمشاهی گفت «سال پنجاه و سه پدر دکتر حمیدیان دعوتمان کرد خانه شان. من و کامران فانی رفتیم. پدر دکتر حمیدیان گفت بنشینید با سعید برای کنکور درس بخوانید. خواندیم و هرسه ادبیات دانشگاه تهران قبول شدیم. اما بر خلاف من سعید میل به تدریس داشت و مشغول تدریس شد و من نه.
    شعری که خرمشاهی در جواب نقد حمیدیان به کتاب حافظ شناسی بهاالدین خرمشاهی نوشت
    «گفتی حق ولی به شیرینی
    ثانی ات نیست در خطابینی
    سخن از سخت و عهد سست بود
    هرچه دیدی غلط درست بود»

    شعر دیگری از بهاالدین خرمشاهی برای دکتر حمیدیان پس از چاپ کتاب شرح شوق حافظ شناسی اش:
    «حمیدیان چو کلان شهر خویش را بنوشت
    بگفت کمتر از اینی به ذوق ما نرسد
    هزار شرح به بازار شهر می¬آرند
    یکی به موجزی شرح شوق ما نرسد
    وی در ادامه سخنان¬اش از علی دهباشی تشکر کرد و افزود «از علی دهباشی که مجله ملی ما ایرانیان را در می¬آورد و با همت و سختکوشی اش و با وجود بیماری اش دویست و هفتاد و یک شب بزرگداشت برگزار کرده سپاسگزاری می¬کنم»
    سپس دکتر اصغر دادبه پشت میکروفون رفت و گفت «بر خلاف دید عموم من آدم به روزی هستم و از این موبایل های جدید استفاده می کنم و در موبایلم برنامه ای دارم که فال حافظ می گیرد. قبل از آمدنم فال گرفتم ببینم برای حمیدیان چه می آید که این غزل آمد: چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
    که بود ساقی و این باده از کجا آورد
    تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
    که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد...
    وی افزود «در وجود حمیدیان میل به جامعیت بوده و هست. حمیدیان از ترجمه رمان تا کارهای تحقیقاتی در کارنامه خود دارد و این از میل به جامعیت او سرچشمه می گیرد. بعد از انقلاب توجه ویژه ای به حافظ شد که دلیل آن اشتراک در وضعیت بود. سعدی شاعر زمان آرامش است و حافظ شاعر زمان دشواری و این به زمان زیستن این دو شاعر باز می گردد و از همین روی قرن ما به حافظ روی آورده است. کتاب شرح شوق مقدماتی را به خواننده می دهد تا شعر را درست بفهمد. بنده با وجود احترامی که برای تمام بزرگان به ویژه خانلری دارم اما همچنان معتقدم ظبط قزوینی و غنی از غزلیات حافظ بهترین نمونه است.
    سپس کامران فانی پشت میکروفون رفت و از آثار متعدد ترجمه های مشترک با حمیدیان سخن گفت و بیان کرد نوع ترجمۀ دو نفره شان از این دسته نبوده که کتاب را نصف کنند و هرکدام بخش مربوط به خود را ترجمه کنند. وی افزود «تنها شاهد ازدواج سعید در جنوب من بودم و شاهدم که همسر او فرشته ای است که بدون او این مهم ها در زندگی سعید رخ نمی داد. در دانشگاه تصمیم گرفتیم کارهای مشترک ترجمه کنیم که با سه خواهر چخوف شروع کردیم چون چخوف را خیلی دوست داشتیم و بعد آدم ماشینی را ترجمه کردیم که اسمش ربات بود اما از آنجایی که آن زمان کسی نمی دانست ربات چیست و همه می گفتند آدم آهنی نام دیگری برای کتاب انتخاب کردیم. بعد نمایشنامه وویزک گئورک بوخنر را ترجمه کردیم که داریوش مهرجویی از روی آن فیلم پستچی را ساخت. تمام اینها در کنار ترجمه های دشواری که حمیدیان در کارنامه خود دارد حاصل اش شد شرح شوق حافظ. در شرح شوق ما با یک کل روبرو می شویم و حمیدیان به خوبی از عهدۀ آن بر آمده و در این راه موفق بوده است و می توان گفت زندگی اش را صرف صفحۀ آخری که بعد از هر غزل نوشته کرده است.
    بعد از کامران فانی، محمد امیر جلالی که از شاگردان دکتر حمیدیان بوده و در حال حاضر استاد دانشگاه علامه است و در برگزاری شب نقش پر رنگی داشته در وصف استادش سخن گفت و بعد خود دکتر سعید حمیدیان پشت میکروفون رفت و برای حاضران چند دقیقه ای خطابه کرد. وی در ابتدا از محمدامیر جلالی تشکر و سپس از زحمات علی دهباشی قدردانی کرد و افزود «وقتی مجله کلک آمد بنده فکر می کردم دهباشی دفتر بزرگی دارد و باید چند خط تلفن داشته باشد. اما بعدها دیدم چون تلفن ندارد گاهی ناچار می شود و برای تلفن های ضروری به خانۀ دوستانش می رود. بنده وقتی سال هفتاد به لهستان رفتم دیدم دهباشی کلک را برایم فرستاده بی آنکه من از او بخواهم و بی آنکه برای مجله اش تخم دوزرده کرده باشم.»
    وی در ادامه از دکتر محمود افشار یزدی و فرزندش ایرج افشار یاد کرد و از اینکه در مکانی که به ادب و فرهنگ ایران وقف کرده اند و این مراسم ها برگزار می گردد به روح شان درود فرستاد. وی در ادامه افزود «ما در هشتاد سال اخیر در حافظ پژوهی راه را اشتباه رفته ایم و از حافظ مقدسات ساخته ایم در صورتی که حافظ مثل همۀ ما بود. ما اشتباهاتی چون فال حافظ را ساختیم. حافظ از نظر هنر و فرهنگ مقدس است اما نه آن قداست قلابی که به او بسته ایم. تا قرن گذشته سعدی چهره اول در میان ما بود اما شرایط، و به گفتۀ دکتر دادبه شرایط زمانه حافظ را بهترین شاعر عصر ما ساخته است. مطمئن باشید بعد از خواندن این کتاب حافظ را بیش از پیش دوست خواهید داشت اما معتقدم راه حافظ پژوهی را باید دوباره و منطقی و علمی برویم به دور از خرافات تا حافظ واقعی را بشناسیم.
    وی در آخر به عنوان وصیت نامه اش برای حاضران این شعر را خواند که به گفتۀ او خطاب به خانواده اش است
    چو من روم ز جهان فراخ با دل تنگ
    کنون بگویم تا ماندگان چکار کنند
    خلاف بنده که عمری به تنگ دستی سوخت
    نظر به شیوۀ مردان کامیار کنند
    به لفت و لیس و زد و بند وقت خوش دارند
    به هرچه فسق و فجور است افتخار کنند
    بدین قرار بخواهند یافت کام و قرار
    نیافتند؟ غمی نیست انتحار کنند
    ریال چند مرا با دلار تاخت زنند
    ملاقه داده زر شمش اختیار کنند
    مراست مشت کتابی چو جار زد نمکی
    به پاس یک تومنی بر خرش سوار کنند
    نوشته های مرا تا نخندد اهل خرد
    به پایۀ برزنتیش استتار کنند
    گزارش : مجتبی نریمان


برچسب ها: ما ، اشتباهاتی ، چون ، فال ، حافظ ، را ، ساختیم ،